السيد الطباطبائي
554
نقدهاى علامه طباطبائى بر علامه مجلسى ( حواشى بر بحار الانوار ) ( فارسى )
ترجمه حديث : امام صادق ( ع ) در تفسير آيه « وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنِي آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَ أَشْهَدَهُمْ عَلى أَنْفُسِهِمْ « 1 » » فرمود : اين با « ديدار خداوند » بود . سپس خداوند ديدار را از يادشان برد و اقرار ( بر وجود خدا ) را در سينه هاى آنان ثابت نگه داشت ، و اگر اين نبود ، هيچ كس خدايش را و رازقش را نمى شناخت . و همين است سخن خدا كه مى فرمايد : « وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَهُمْ لَيَقُولُنَّ اللَّهُ « 2 » » : اگر از آنان بپرسى چه كسى خلق شان كرده ، خواهند گفت : خدا . ترجمه سخن علامه مجلسى ( ره ) : بيان : مراد از معاينه ( ديدار ) ، معنى مجازى است ؛ يعنى خداوند در پيش روى آنان كلام را آفريد و آنان با كلام مواجه شدند . سپس مواجهه با كلام را فراموش كردند و تنها شناخت خدا در قلب شان ماند . ترجمه سخن علامه طباطبائى ( ره ) : در حديث هاى « رؤيت » و باب « جوامع توحيد » از كتاب توحيد ، مطلبى كه به وسيله آن معناى اين « معاينه » ، روشن مىشود گذشت « 3 » . و آن عبارت است از علم يقينى به خداوند سبحان ، بدون واسط تفكّر و تصوّر خيالى يا وهمى ، يا اتصال حسّى . و بدون اين كه تجسيم يا تحديد خدا را لازم گرفته باشد . پس به آن جا مراجعه كن و تأمل كن . و هيچ موجودى داراى شعور بل هيچ موجود مخلوق ( اعم از با شعور و بى شعور ) از اين علم خالى نيست . پس ميان خدا و خلقش حجابى نيست ، همانطور كه در روايت نيز آمده است . بررسى : در مبحث شماره 41 و نيز 42 ، حديث ها و كلام هر دو بزرگوار ، بررسى شد .
--> ( 1 ) - آيه 172 سوره اعراف . ( 2 ) - آيه 87 سوره زخرف . ( 3 ) - بحار ، ج 3 ص 327 و 328 - و : ج 4 ص 36 و 37 - و درهمين دفتر ، مبحث شماره 41 و 42 .